تمام شد! همین حالا، سال ۹۰ کوله بارش را بست و رفت! با همه خاطرات خوب و بدش! با همه شکستها و موفقیتها، با تمامی لحظات استثنایی و عادی اش، با تمام خاطرات آدمهایی که دیگر بین ما نیستند و یا آنهایی که به جمع ما اضافه شده اند، با همه آمد و رفت هایش، اعصاب خوردی ها و شادی هایش، و خلاصه ثانیه به ثانیه اش که نشانگر یکسال از عمر سپری شده ماست.
شروع شد! همین حالا، سال ۹۱ خیمه سبزگونش را بر پهنه زمین گسترانید و بهار را باز به میان آدمهای سرمازده آورد تا زندگی دوباره جریان یابد.
سلام بهار! سلام لحظه های زیبای رویش، سلام سبزه های نو رسته، سلام گلهای تازه شکفته.
امسال هم خواهد بود؛ با همه خوب و بدهایش، شکستها و موفقیتهایش، لحظات استثنایی و عادی اش،...
مهم این است که خودت باشی، خودِ خودت. همانی که خدا دوستش می دارد ...
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ....... خرم آن نغمه ....
پ.ن۱: روزگار نو مبارک!
پ.ن۲: کمتر موقع تحویل سال یاد آدمهایی بودم که سال تحویل متفاوتی دارند: پزشکان و پرستاران، بیماران بستری در بیمارستان، نیروهای انتظامی و مرزبانها، راننده های جاده های بی انتها و راهدارهایش، آدمهای اهل دریا؛ روی کشتی ها و سکو ها و...
و امسال خودم هم شدم جزء این آدمها. اولین سال تحویلی بود که رسما سر کار بودم. بدون هفت سین، بدون تلویزیون، بدون رو بوسی، بدون عیدی، بدون شیرینی. فقط رادیو موبایل بود. من و احسان و جواد.
پ.ن۳: ممنونم از اولین تماس سال ۹۱، درست بعد از سال تحویل. متشکرم خواهر جان.
پ.ن۴: سالی سرشار از سلامتی و شادکامی برای تمامی دوستان دنیاهای واقعی و مجازی آرزومندم.
۸:۳۰-۹:۵۰
۹۱/۱/۱





